هدف از این تحقیق بررسی مشارکت سیاسی و نظریات مرتبط با آن با فرمت docx در قالب 66 صفحه ورد بصورت کامل و جامع و با قابلیت ویرایش می باشد

 

 

 

فهرست مطالب

مقدمه 

2-2 تعریف مشاركت سیاسی

2-2-1 مشاركت

2-2-2 سیاست

2-3 مشاركت سیاسی

2-4-1 نظریه های مشارکت سیاسی بر اساس سطح تحلیل

2-4-1-1  نظریه های كلان ( مشاركت سیاسی )

2-4-1-2 نظریه طبقاتی – اقتصادی كارل ماركس

2-4-1-3 نظریه عوامل اجتماعی – اقتصادی مارتین لیپست

2-4-2-1 نظریه های خرد ( مشاركت سیاسی )

2-4-2-2نظریه انگیزشی رابرت دال

2-4-2-3 نظریه ویژگی های فردی دانیل لرنر

2-4-2-4 نظریه سطوح ارزشی رونالد اینگلهارت

 

 

 

 

 

محدودیت مشاركت در نظام­های استبدادی و تمركزگرا كه دوران زیادی از تاریخ بشر را در برمی­گیرند باعث شده است تا دانشمندان و نظریه­پردازان سیاسی بحث مشاركت مردم در سرنوشت خویش را بطور جدی دنبال كنند. امروز نیز بحث مشاركت درحكومت­های مردم سالار اندیشمندان را به سوی شیوه­ها و راه­های آن كشانده است و این امر باعث شده است تا نظریه­های مختلفی در ارتباط با قبض و بسط مشاركت و راهكارهای متفاوت آن ارائه گردد. مشارکت سیاسی یکی از مباحث جامعه­شناسی سیاسی است و یکی از شاخص­های توسعه سیاسی در کشورها به شمار می­رود. توسعه سیاسی خود یکی از ابعاد توسعه همه جانبه است. از این رو پرداختن به مقوله به مشارکت سیاسی می­تواند روشنگر یکی از ابعاد توسعه یافتگی باشد.

 

 

 

وجود و یا ایجاد نظریه ، راهنما و یا مبنائی برای محقق می باشد و او را در مسیر مشخصی هدایت می کند . قضایایی از نظریه بر می خیزد که محور اصلی تحلیل داده ها را تشکیل می دهند. (دواس، 1376 :34 ) به رغم دیدگاه ترنر، نظریه ها شرحی بر چگونگی و چرائی رخ دادن حوادث هستند. از اینرو نظریه های جامعه شناختی، شرحی بر این موارد هستند که انسانها چگونه رفتار می کنند، ارتباط برقرار می کنند و خودشان را سازماندهی می­کنند (Turner,1998). ارائه تبیین مناسب، متضمن دو فرآیند مرتبط به هم هستند: نظریه پردازی و نظریه آزمایی یا نظریه آمائی، نظریه پردازی فرایندی است که با یک رشته مشاهدات (یعنی توصیف ) آغاز شده، به ساختن نظریه های پی در پی درباره این مشاهدات منتهی می شود.

 

 

 

اما در نظریه آمایی شروع کار با نظریه می باشد. به عبارتی، تفاوت نظریه آمایی با نظریه پردازی در این است که در نظریه آمایی کار از نظریه آغاز می شود. با استفاده از نظریه می توانیم پدیده ای معین را از منظر خاصی ملاحظه كنیم، و یا از منظر یك نظریه معین، یك پدیده در دنیای واقعی امروز به چه نحو خواهد بود. و بنا بر این احتمالا بتوانیم آنرا پیش بینی کنیم. اگر پیش بینی ما صحیح باشد منجر به تائید نظریه می­شود. اما اگر پیش بینی ما با واقیت منطبق نباشد، در آن صورت یا نظریه مناسب و دقیق انتخاب نشده است، و یا پیش بینی ما بطور غیر منطقی از نظریه استفاده شده است. ( دواس، 1376: 21 ـ 20).