هدف از این تحقیق بررسی عدالت سازمانی با فرمت docx در قالب 42 صفحه ورد بصورت کامل و جامع و با قابلیت ویرایش می باشد

 

 

 

فهرست مطالب
عدالت سازمانی
 مقدمه
مفهوم لغوی عدالت
 مفهوم عدالت در اندیشه های سیاسی
 مفهوم عدالت در اندیشه های سیاسی قدیم
 مفهوم عدالت در اندیشه های سیاسی جدید
 جایگاه ادراک در عدالت سازمانی
 عدالت سازمانی 
 ابعاد عدالت سازمانی
 عدالت توزیعی
عدالت رویه ای 
 عدالت مراوده ای
 ویژگی های عدالت مراوده ای
 کانون های عدالت سازمانی 
 عوامل مؤثر بر عدالت سازمانی 
 سبک رهبری و عدالت سازمانی 
 ابعاد محتوایی ساختار عدالت سازمانی 
پیشینه تحقیق

 

 


از دیرباز، اساسی ترین مسأله و مهم ترین آرمان آدمی، قسط و عدل بوده که هر اندیشمندی آن را مورد توجه و عنایت قرار داده است. عدالت فضیلتی است که تحول در جان آدمی و جوامع بشری منوط به آن است و بحث درباره ی آن و نیز چگونگی تحقق و اجرای آن همیشه از ضروریات اولیه زندگی بشر محسوب می شده و شأنی از شئون فطری و عقل انسان است. عدالت یک مفهوم چند وجهی و گسترده است و در رشته ها و شاخه های مختلف دارای یک مفهوم فلسفی  و به معنای عدم تبعیض و رعایت منصفانه تفاوت هاست.

 

 


مفهوم عدالت در سه حوزه مهم از معارف بشری به صورت مسأله ای اساسی و بنیادین همواره مورد توجه بوده است. در حوزه فلسفه و کلام در وصف فعل ربوبی، در حوزه علم اخحلاق در وصف فعل انسان و در حوزه علوم اجتماعی عدالت در وصف قوانین و روابط اجتماعی انسان ها و به عنوان معیار سنجش روابط انسانی مورد توجه قرار گرفته است. در تعالیم اسلامی عدالت اصلی تغییر ناپذیر و ارزشی بی بدیل است که سایر ارزش ها بر محور آن می چرخد و هدفی است که بر اهداف دیگر مقدم است. همچنین هنگام سنجش ارزش های دیگر باید آن را مقیاس قرار داد و هیچ ارزش دیگری را جایگزین آن نکرد.

 

 


زیر بنای بسیاری از اصول در اندیشه های اسلام، عدالت و به ویژه عدالت اجتماعی است. قرآن کریم استقرار عدالت و گسترش آن را یکی از اهداف اساسی وفلسفه بعثت انبیاء ذکر کرده و آن را از صفات الهی و بارزترین خصیصه آفرینش و نیکوترین خصلت انسان دانسته است. 
اصل عدالت از مقیاس های اسلام است که باید دید چه چیزی بر آن منطبق است.

 

 

 

عدالت در سلسله علل احکام است نه در سلسله معلومات. نه این است که آن چه دین گفت عدل است بلکه آن چه عدل است دین می گوید. علامه طباطبائی در تفسیر المیزان، اصولی مانند عدالت را مایه اصلاح ظروف اجتماعی و در نتیجه رستگاری و اصلاح افراد می داند، زیرا به واسطه طبیعت مدنیت انسان، سعادت هر شخصی مبتنی بر صلاح و اصلاح ظروف اجتماعی است که در آن زندگی می کند.